سيد محمد دامادى
210
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
مس گدازان مانند شير سپيد از اطراف پستانهاى آذرباد فرو مىريخت و او را زيانى نمىرسانيد ، از اين قبيل بوده است . لفظ « باور » كه به معنى « تصديق » و « إذعان » است از اين ريشه و اصل مىباشد . و مراد آنست كه مطالبى كه گفته يا شنوده مىگردد ، مانند آن خواهد بود كه دربارهء آن مطلب ، « ور » به عمل آمده و سوگند خورده شده است . طرز سوگند در يكى از مآخذ قديم « پهلوى » نيز آمده و آن حماسهء ملّى « اياتكار زريران » است آنجا « كه ويشتاسب شه » مىخواهد از علم « جاماسپ » وزير خود راجع به چگونگى احوال رزم فردا كه با « ارجاسپ » پادشاه هونها دارد - وقوف يابد و « جاماسپ » كه علمش مربوط به اخترشناسى بوده است ، و از شكست شاه و شهادت برادرش و شاهزادگان ديگر ، آگاهى داشته است ، جرأت اظهار نمىكرده و شاه نيز به ابرام از او پرسش مىنموده است و در اين جا « جاماسپ » شاه را سوگند مىدهد . كه خلاصه ترجمهء اين قسمت آن از پهلوى اينست : « اگر شما خدايگان صواب بينيد ، دست خويش را بر روى قلب خود برده به جلالت اورمزد و به دين مزديسنان و جان « زرير » برادر خود سوگند بخور و شمشير پولادين و صيقلى را نيز از قبضه تا به سر تيغهء شمشير ، سه بار دست بمال كه ترانه بزنم و نه بكشم و نه نيز ترا به زندان سپارم تا بگويم كه در آن رزم - گشتاسبى چه خواهد بود . » پس ملاحظه مىشود كه يكى از طرق سوگند خوردن بزرگان ، نزد زير دستان اين بوده است كه دست راست را روى قلب مىنهادند و به جلال بارى تعالى و به دين خود و به جان عزيزترين اقرباى خويش قسم مىخوردهاند و زان پس شمشير پولادين روشن و تيز را دست گرفته ، دست را از قبضه تا به سر شمشير سه مرتبه مىماليدند و عهدى كه بايستى ببندند - مىبستهاند . [ صفحه 209 - 212 مجلّه مهر - شمارهء 4 سال هفتم دى ماه 1321 ه ش ] مقالهء شادروان دكتر لطفعلى صورتگر « سوگند در ادبيّات فارسى » نيز كه مطلبى بسيار دقيق و خواندنى و از بدايع ذوق سرشار آن مرد مايهور و برخوردار از ادب و فرهنگ است - و خداى او را بيامرزاد كه از محضر وى بهرههاى علمى برده و نكات ارزنده آموختهام - نيز در خور تذكار است كه طالبان اين قبيل معانى را به خواندن آن توصيه مىكنيم . [ مجلهء مهر سال هفتم شماره 2 و 3 - 1321 ه ش ]